سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
238
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مسلمان است بناچار بهتر قبول زوال مينمايد از اينرو اجبار و الزامى نداريم كه حتما مباشر مسلمان باشد . اشكال در عتق بملاحظه اينكه عبادت است قصد قربت شرط مىباشد و چون اين معنا از كافر تمشّى نمىشود لاجرم عتق وى از اين جهت باطل است و قاعدتا مباشر بايد مسلمان باشد . جواب صحيح است كه در عتق نيّت قربت معتبر و شرط است و اين امر با صحّت مباشرت كافر تنافى ندارد زيرا همانطوريكه از خبر سابق استفاده مىشود مقصود از قصد قربت اينستكه معتق اراده و نيّتش از عتق خداوند متعال باشد اعمّ از اينكه در مقابلش ثواب نيز حاصل شده يا حاصل نگردد و بديهى است كه اين مقدار از كسى كه مقرّ به مبدء بوده و وجود حضرت سبحان را تصديق دارد ممكن است . بلى ، اگر كفر بواسطه انكار الوهيّت و تصديق نداشتن مبدء باشد البتّه منع متوجّه بوده و نمىتوان عتق چنين كسى را تصحيح نموده . و امّا اينكه در صورت استدلال گفته شد عتق عبادتست و در عبادت قصد قربت شرط مىباشد بايد بگوئيم : عبادت بودن عتق بطور مطلق ممنوع است بلكه عبادت خاصّى است كه در آن جانب ازاله ملك بر جنبه عباديّتش غالب است ، بنابراين نمىتوان بطور مطلق صحّت مباشرت را از كافر نفى نمود . قوله : لاطلاق الادلة او عمومها : يعنى عموم ادلّه . مؤلف گويد :